سهشنبه، ۱۳ آبان ۱۴۰۴

بازی، یکی از طبیعیترین و مؤثرترین ابزارهای رشد عاطفی در کودکان است. وقتی بچهها بازی میکنند، در واقع در حال تجربه، تمرین و مهار احساسات خودشاناند؛ از شادی و هیجان گرفته تا خشم، رقابت و حتی غم. بازی به آنها کمک میکند احساساتشان را بشناسند، بیان کنند و یاد بگیرند چطور آنها را مدیریت کنند.
کودک هنوز ابزار زبانی یا منطقی کافی برای توضیح احساساتش ندارد، اما در جریان بازی میتواند حس درونیاش را به شکل کاملاً طبیعی بروز دهد. وقتی نقش “پزشک”، “قهرمان” یا “بازندهی مسابقه” را بازی میکند، در واقع در حال شناخت و تجربهی موقعیتهای احساسی گوناگون است. این تجربههای نمادین، پایهی رشد هوش هیجانی به حساب میآیند.
تخلیه هیجانی: بازی حرکتی یا نمایشی کمک میکند خشم، ترس یا اضطراب به شیوهای سالم تخلیه شود.
تمرین کنترل: در بازیهای گروهی، کودک یاد میگیرد نوبت بگیرد، شکست را بپذیرد و در موقعیت ناراحتی، آرام بماند.
همدلی و درک متقابل: ایفای نقش دیگران، حس همدلی را تقویت میکند و کودک یاد میگیرد احساس دیگران را تشخیص دهد.
احساس امنیت: محیط بازی امن است؛ کودک بدون ترس از قضاوت، میتواند احساساتش را تجربه کند و این مهارت را بعداً در موقعیتهای واقعی به کار بگیرد.
فضای بدون قضاوت بسازید؛ بگذارید کودک در حین بازی خشمگین، مضطرب یا حتی غمگین شود.
از نقشآفرینی استفاده کنید: با عروسک یا داستان کوتاه، موقعیتهای عاطفی را تمرین کنید.
بازیهای همکاریمحور (نه رقابتی) را در برنامه قرار دهید تا حس همراهی و تنظیم مشترک افزایش یابد.
خودتان هم بازی کنید! وقتی کودک ببیند بزرگترها در بازی آرامش دارند، به طور ناخودآگاه تنظیم عاطفی را یاد میگیرد.
بازی فقط سرگرمی نیست؛ زبان رشد هیجانی کودک است. هر بار که کودک از طریق بازی بخندد، دعوا کند، سازش کند یا نقش خاصی را بازی کند، در واقع در حال تمرین تنظیم احساسات خویش است — مهارتی که در بزرگسالی، کلید آرامش و روابط سالم خواهد بود.