چهارشنبه، ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

رابطهٔ عمیق بین والد و کودک معمولاً از کارهای بزرگ شکل نمیگیرد. بیشتر وقتها همین لحظههای سادهٔ بازی کردن، نگاه کردن و با هم خندیدن هستند که احساس امنیت و نزدیکی را در کودک میسازند.
وقتی والد در بازی حضور واقعی دارد، کودک چیزی فراتر از سرگرمی تجربه میکند؛ او دیده میشود، توجه میگیرد و احساس میکند مهم است. به همین دلیل بازی میتواند یکی از سادهترین و در عین حال مؤثرترین راهها برای تقویت ارتباط با کودک باشد.
در ادامه چند بازی ساده معرفی میکنیم که میتوانند به شکل طبیعی ارتباط شما و کودکتان را عمیقتر کنند. این بازیها ابزار خاصی نمیخواهند و بیشتر بر توجه، همراهی و ارتباط تمرکز دارند.
در این بازی لازم نیست کار پیچیدهای انجام دهید. فقط کنار کودک بنشینید و ببینید او به چه چیزی نگاه میکند یا با چه چیزی بازی میکند.
وقتی توجه کودک به چیزی جلب شد، شما هم همان را دنبال کنید. اگر به یک ماشین اسباببازی نگاه میکند، شما هم به همان ماشین توجه کنید. اگر بلوکها را روی هم میچیند، شما هم یک بلوک بردارید و در همان بازی وارد شوید.
نکتهٔ مهم این است که رهبری بازی با کودک باشد. شما فقط همراه او میشوید.
این کار ساده باعث میشود کودک احساس کند شما واقعاً به دنیای او علاقه دارید.
در این بازی شما مثل آینه حرکات کودک را تقلید میکنید.
اگر کودک دستش را بالا برد، شما هم دستتان را بالا ببرید.
اگر خندید، شما هم بخندید.
اگر صورت بامزهای ساخت، شما هم همان را تکرار کنید.
بعد از مدتی ممکن است کودک متوجه این تقلید شود و بازی برایش هیجانانگیزتر شود.
این بازی ساده به کودک نشان میدهد که شما کاملاً به او توجه دارید.
چند حالت سادهٔ احساسی با صورت خودتان بسازید: خوشحال، متعجب، ناراحت یا خندان.
از کودک بخواهید حدس بزند شما چه احساسی دارید. بعد نوبت کودک میشود که یک حالت بسازد و شما حدس بزنید.
این بازی علاوه بر سرگرمکننده بودن، به کودک کمک میکند احساسات را بهتر تشخیص دهد و دربارهٔ آنها صحبت کند.
یکی از سادهترین بازیها برای ساختن ارتباط همین است.
شما یک جملهٔ کوتاه میگویید:
«یه روز یه گربه کوچولو رفت توی جنگل…»
بعد از کودک میخواهید ادامهٔ داستان را بگوید.
هر کدام از شما یک جمله به داستان اضافه میکنید. مهم نیست داستان چقدر عجیب یا خندهدار میشود.
در این بازی کودک احساس میکند صدایش در داستان شنیده میشود.
یک فعالیت خیلی ساده انتخاب کنید؛ مثلاً توپ را به هم پاس بدهید، بلوک روی هم بگذارید یا یک نقاشی را با هم کامل کنید.
قانون بازی فقط این است:
یک بار شما، یک بار کودک.
این بازی ساده به کودک کمک میکند مفهوم نوبت گرفتن، صبر کردن و همکاری را تجربه کند.
یک اسباببازی کوچک یا یک شیء ساده را در اتاق پنهان کنید و از کودک بخواهید آن را پیدا کند.
وقتی نزدیک میشود میتوانید راهنماییهای کوچکی بدهید. مثلاً:
«فکر کنم خیلی نزدیک شدی…»
بعد از پیدا کردن شیء، میتوانید جای خودتان را با کودک عوض کنید و او چیزی را پنهان کند.
این بازی علاوه بر هیجان، لحظههای مشترک و خندهدار زیادی میسازد.
گاهی بهترین بازی، سادهترین آنهاست.
برای چند دقیقه فقط کنار کودک بنشینید و اجازه بدهید او تصمیم بگیرد چه کاری انجام دهید. ممکن است بخواهد با لگو بازی کند، نقاشی بکشد یا فقط دربارهٔ چیزی صحبت کند.
در این زمان کوتاه سعی کنید تلفن همراه را کنار بگذارید و کاملاً در همان لحظه باشید.
برای کودک همین چند دقیقه توجه کامل میتواند بسیار ارزشمند باشد.
لازم نیست بازی طولانی باشد؛ حتی ۱۰ تا ۱۵ دقیقه هم کافی است.
اجازه بدهید کودک گاهی هدایت بازی را در دست بگیرد.
مهمتر از خود بازی، توجه شما است.
اگر کودک بازی را تغییر داد، با او همراه شوید.
بازی فقط یک سرگرمی ساده نیست. برای کودک، بازی یکی از مهمترین راههای ارتباط با والدین است.
وقتی شما با کودک بازی میکنید، در واقع به او میگویید:
«من اینجا هستم و به دنیای تو توجه دارم.»
گاهی همین لحظههای کوچک بازی، پایههای رابطهای عمیق و امن را میسازند؛ رابطهای که کودک میتواند سالها روی آن تکیه کند.